شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

213

نفثة المصدور ( فارسى )

ناسپاسى بريشان زوال آرد فريشته‌اى را فرمان داد كه آن خارستان و بيشهء طايف را برگيرد و بسبا برد ، و فريشتهء ديگر [ را ] فرمان داد كه نعمت سبا را برگير و بطايف بر . آن دو فريشته آن دو جايگاه را برگرفته مىبردند ، در راه فراهم رسيدند يكى مر ديگر [ را ] گفت از كجا مىآيى و كجا مىشوى ؟ گفت : از آنجا مىآيم كه تو مىشوى و آنجا مىشوم كه تو مىآيى . پس حقّ تعالى ايشان را سمرها و عبرتها گردانيد چنان كه گفت : « فجعلناهم أحاديث » و ايشان را از هم بپراگند پراگندنى ، تا همهء جهانيان در استيصال بديشان مثل زنند گويند : « تفرّقوا أيدى سبإ » چنان كه گفت : « و مزّقناهم كلّ ممزّق » تا در آن هلاكت ايشان اعتبارى بود و پندى مر هر شكيبايى را در محنت ، سپاس دارى در نعمت « إنّ فى ذلك لآيات لكلّ صبّار شكور » و صلّى اللّه على محمّد و آله أجمعين . » قسمتى از عبارات سابق الذّكر يعنى : « تفرّقوا أيدى سبإ فى الأقطار كشوارد الأمثال » در « تاريخ يمينى » ج 1 ص 224 و 225 و « سيرة جلال الدّين » طبع حافظ احمد حمدى ص 378 ، و ما بقى آن نيز يعنى : « فلم يلتق منهم بعدها اثنان عند تنازل الأقران و تناوب الضّراب و الطّعان » در « تاريخ يمينى » ج 1 ص 310 آمده است . جملهء « ذهبوا أيدى سبإ » يا « تفرّقوا أيدى ( يا أيادى ) سبإ » در بسيارى از كتب ادب و أمثال به چشم مىخورد ، از آن جمله است : در « مجمع الأمثال » ج 1 ص 252 و 253 و « المستقصى فى أمثال العرب » ج 2 ص 88 و « ثمار القلوب » ص 269 و « نهاية الأرب » ج 3 ص 28 و « تهذيب الألفاظ » ص 55 و « مقامات الحريرىّ » المقامة السّابعة عشرة القهقريّة ص 169 و « شرح مقامات الحريرىّ » لأبى العبّاس أحمد بن